ترجمه "wiara" به فارسی
ایمان, اعتقاد, باور بهترین ترجمه های "wiara" به فارسی هستند.
przekonanie, że coś jest prawdą; ufność, zaufanie wobec rzeczy niepewnych, nie do końca znanych [..]
-
ایمان
noun properprzekonanie, że coś jest prawdą; ufność, zaufanie wobec rzeczy niepewnych, nie do końca znanych
Niedouczony doktor zabije ciebie, a niedouczony teolog zabije twoją wiarę.
نیمطبیب خطر جان، نیمفقیه خطر ایمان.
-
اعتقاد
nounباور- عقیده
Z wiary tej wypływa zarówno troska o los zmarłych, jak i lęk przed nimi.
این اعتقاد باعث وحشت از مردگان و یا نگرانی دربارهٔ آسایش و رفاه آنان میشود.
-
باور
nounPisanie wymaga wiary w to, że możesz pisać, być autorem zmiany.
برای نوشتن «قدرت» اول لازم است باور کنید که حق دارید تا بنویسید، که مؤلف تحول باشید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wiara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
rzad. imię żeńskie;
"Wiara" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wiara در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "wiara" با ترجمه به فارسی
-
اصول عقاید · عقیده دینی
-
ایمان
-
اعتقادنامه
-
باورنكردنی