ترجمه "witaminy" به فارسی

ویتامین, ویتامینها, پيشويتامينها بهترین ترجمه های "witaminy" به فارسی هستند.

witaminy
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویتامین

    noun

    Konkretnie próbujemy zablokować funkcję witaminy A w jądrach.

    بخصوص، ما ما دنبال مسدود کردن عملکرد ویتامین آ در آزمایشها هستیم.

  • ویتامینها

    noun
  • پيشويتامينها

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " witaminy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "witaminy" با ترجمه به فارسی

  • ویتامین ب۱
  • ويتامين ب كمپلكس · ويتامينهاي ب · ویتامینهای بی
  • آدرمين · ويتامين بي6 · پیریدوکسین
  • تیامین · ويتامين بي1
  • ریبوفلاوین · لاكتوفلاوين · ويتامين بي2 · ويتامين جي · ویتامین ب۲
  • اسید پانتوتنيك · ويتامين بي5 · پانتوتنیک اسید
  • ویتامین
  • بیوتین · ويتامين اچ
اضافه کردن

ترجمه های "witaminy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه