ترجمه "woń" به فارسی
بو, رایحه, بوی خوش عطر بهترین ترجمه های "woń" به فارسی هستند.
woń
noun
feminine
دستور زبان
chem. bodziec działający na zmysł powonienia [..]
-
بو
nounLedwo wyczuwalna woń odchodów z miejsca, gdzie stałeś.
يک بوي ضعيف فضله از جايي که ايستاده بودي...
-
رایحه
noun -
بوی خوش عطر
noun
-
ترجمه های کمتر
- سراغ
- طعم
- عطر
- عطر و بوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " woń " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن