ترجمه "wola" به فارسی

آرزو, اراده, اراده (فلسفه) بهترین ترجمه های "wola" به فارسی هستند.

wola noun feminine دستور زبان

zdolność człowieka do świadomego kontrolowania, kierowania swoim postępowaniem [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرزو

    noun proper

    A ja biedakiem, któremu zgodnie z wolą wszystkich masz dać spokój.

    و منم هنوز همون پسر بيچاره م که همه آرزو ميکنن تو دست از سرش برميداشتي

  • اراده

    noun

    Są ludzie, którzy są w stanie siłą woli zmienić niektóre sprawy.

    مردمي هستن که با يک اراده قوي ميتونن چيزها رو تغيير بدن.

  • اراده (فلسفه)

  • ترجمه های کمتر

    • خواست
    • خواسته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wola " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wola noun feminine

geogr. adm. miasto Stalowa Wola w województwie podkarpackim [..]

+ اضافه کردن

"Wola" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wola در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "wola" با ترجمه به فارسی

  • تغذيه اختياري · تغذیه نامحدود دام
  • آزادکامی · اختیار · اراده آزاد
  • تورم · سرخنای · غمباد · مری · چينهدان · گواتر
  • چينهدان (پرنده)
  • رگبار
  • حرفه · دوره · دوره زندگی · شغل · صدا · مسیر · ندا · هنرستانی · پیشه · کار
  • غمباد · چینهدان
  • اختیار
اضافه کردن

ترجمه های "wola" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه