ترجمه "wolontariat" به فارسی
کارگزاریهای افتخاری, خدمات داوطلبانه, کار داوطلبانه بهترین ترجمه های "wolontariat" به فارسی هستند.
wolontariat
Noun
noun
masculine
دستور زبان
dobrowolna, bezpłatna praca społeczna
-
کارگزاریهای افتخاری
-
خدمات داوطلبانه
-
کار داوطلبانه
bezinteresowane działania na rzecz społeczności/ środowiska naturalnego
Teraz wszyscy mówią, że to właściwie wolontariat przepchnął mnie na początek kolejki.
حالا، حرف و سخن بر سر اینه که کار داوطلبانه من بود که در واقع من به جلوی صف برد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wolontariat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wolontariat" با ترجمه به فارسی
-
رایانش داوطلبانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن