ترجمه "wosk" به فارسی
موم, مومها بهترین ترجمه های "wosk" به فارسی هستند.
wosk
noun
masculine
دستور زبان
plastyczna substancja o żółtawym kolorze, łatwo topliwa, nierozpuszczalna w wodzie, używana do produkcji świec, past do obuwia itp., stosowana w przemyśle farmaceutycznym i spożywczym; [..]
-
موم
nounZwykle nie wychodzą w trakcie po więcej wosku.
اه ، نه. معمولا نميرن بيرون تا موم بيشتري بيارن.
-
مومها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wosk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wosk"
عباراتی شبیه به "wosk" با ترجمه به فارسی
-
موم
-
جرم گوش · چرک گوش
-
موم · موم زنبور · موم عسل
-
موم
-
موم
-
قالبگیری محیطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن