ترجمه "wpływ" به فارسی
تاثير, نفوذ بهترین ترجمه های "wpływ" به فارسی هستند.
wpływ
noun
masculine
دستور زبان
dostawanie się cieczy, substancji do jakiegoś zbiornika, pomieszczenia [..]
-
تاثير
W dziejach świata Afryka miała wpływ na całą planetę.
در طول تاريخ ، آفريقا همواره بر کل سياره زمين تاثير گذاشته است.
-
نفوذ
nounPotrafi pobudzić do ochrony kogoś bliskiego przed złymi wpływami.
میتواند شخص را برانگیزد تا عزیزی را از نفوذ بد محافظت نماید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wpływ " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wpływ" با ترجمه به فارسی
-
اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
-
حق مردن
-
اثر زیستمحیطی · تاثير انساني · دخالت انسانزاد · فاكتورهاي انسانزاد · فاكتورهاي انساني · فشار انساني · نشانزد زيستمحيطي
-
ارزيابي نشانزد · ارزیابی اثر
-
آب و هوا · اثرات اقليمي · اقليم طبيعي · اقلیم · بزرگاقليم
-
اثرات ولتاژ سرگردان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن