ترجمه "wszechmoc" به فارسی

قادر مطلق, قدرت تام, قدرت مطلق بهترین ترجمه های "wszechmoc" به فارسی هستند.

wszechmoc noun feminine دستور زبان

przymiot tego, kto posiada nieograniczoną moc [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قادر مطلق

    noun
  • قدرت تام

    noun
  • قدرت مطلق

    noun

    Twoja wszechmoc oślepia cię, bracie.

    قدرت مطلق کورت کرده ، برادر.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wszechmoc " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "wszechmoc" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه