ترجمه "wszystko" به فارسی

هر چیز, همه, همهچیز بهترین ترجمه های "wszystko" به فارسی هستند.

wszystko pronoun noun neuter دستور زبان

ogół rzeczy i spraw [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هر چیز

    pronoun

    I tego przede wszystkim oczekiwałem od moich podopiecznych.

    و این موضوعی بود که من بیشتر از هر چیز دیگه ای ازشون میخواستم.

  • همه

    adjective

    Może będzie mu zupełnie wszystko jedno.

    شاید برای او هم دقیقا همین طور است.

  • همهچیز

    pronoun

    Z własnego doświadczenia zapewne wiesz, że wszystko samoistnie zmierza do coraz większego nieuporządkowania.

    به احتمال زیاد از روی تجربهٔ شخصی میدانید که همهچیز تمایل به بینظمی دارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wszystko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "wszystko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wszystko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه