ترجمه "wulkan" به فارسی

آتشفشان, آتش فشان, آتشفشانها بهترین ترجمه های "wulkan" به فارسی هستند.

wulkan noun masculine دستور زبان

geol. miejsce na powierzchni Ziemi, z którego wydobywa się lawa, gazy i popioły; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • آتشفشان

    noun

    miejsce na powierzchni Ziemi, z którego wydobywa się lawa, gazy i popioły;

    Wulkan znów się uaktywniłl.

    آتشفشان دوباره فعال شد.

  • آتش فشان

    Etiopskie wulkany są uśpione, ale w innych miejscach są nadal bardzo aktywne.

    آتش فشان هاي اتيوپي خاموش مي باشند اما در جاهاي ديگر ، هنوز آتش فشان ها فعالند

  • آتشفشانها

    Przeleci nad górami, wulkanami, kraterami,

    ما میتوانیم بالای کوهها، آتشفشانها، دهانهها پرواز کنیم؛

  • ترجمه های کمتر

    • âtaš-fešân
    • وولکان
    • کوه آتشفشان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wulkan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wulkan noun masculine دستور زبان

mit. rzym. bóg ognia, kowalstwa, metali i metalurgii, utożsamiany z greckim Hefajstosem; [..]

+ اضافه کردن

"Wulkan" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wulkan در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "wulkan"

عباراتی شبیه به "wulkan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wulkan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه