ترجمه "wyblinka" به فارسی
گره میخکی, گره میخکی بهترین ترجمه های "wyblinka" به فارسی هستند.
wyblinka
noun
feminine
żegl. cieńsza lina wiązana na wantach służąca do wspinania się na maszt; [..]
-
گره میخکی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wyblinka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wyblinka
-
گره میخکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن