ترجمه "wybuch" به فارسی
انفجار, اوقات تلخی, بیرون ریزی بهترین ترجمه های "wybuch" به فارسی هستند.
wybuch
noun
masculine
دستور زبان
rozerwanie się czegoś pod wpływem gwałtownej reakcji chemicznej lub jądrowej [..]
-
انفجار
nounOtóż część masy zamienia się w energię, wyzwalaną podczas straszliwego wybuchu.
به این دلیل که مقداری از جرم اورانیم به یک انفجار عظیم انرژی تبدیل شده است.
-
اوقات تلخی
noun -
بیرون ریزی
noun
-
ترجمه های کمتر
- حمله صرع
- غیظ
- قهر
- کج خلقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wybuch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wybuch
-
انفجارها
nounOprócz wybuchów, chemia jest wszędzie.
علاوه بر این انفجارها شیمی همهجا هست.
-
انفجاری
adjectiveDwa dni później potężny wybuch wyrzucił w powietrze osiem kilometrów sześciennych popiołu.
دو روز بعد، انفجاری مخوف مقدار غریب به هشت کیلومتر مکعب خاکستر را به هوا پرتاب کرد.
تصاویر با "wybuch"
عباراتی شبیه به "wybuch" با ترجمه به فارسی
-
مهبانگ
-
مهبانگ
-
بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها · همهگیرها · همهگیری محدود بيماري · گياهمهگيرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن