ترجمه "wyrocznia" به فارسی

ابلاغ, رسالت, ماشین اوراکل بهترین ترجمه های "wyrocznia" به فارسی هستند.

wyrocznia noun feminine دستور زبان

Wieszczba [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابلاغ

    noun
  • رسالت

    noun
  • ماشین اوراکل

  • ترجمه های کمتر

    • نبوت
    • وحی
    • پیغمبری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wyrocznia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wyrocznia
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اوراکل

    osoba zajmująca się wróżeniem

    Inaczej byłabym marną wyrocznią.

    اگه نمي دونستم که " اوراکل " نبودم!

عباراتی شبیه به "wyrocznia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wyrocznia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه