ترجمه "zgodny" به فارسی
سازگار, جور, متفق بهترین ترجمه های "zgodny" به فارسی هستند.
zgodny
Adjective
adjective
دستور زبان
taki, który odpowiada czemuś, który do czegoś pasuje [..]
-
سازگار
Nie chodzi tylko o to, że nie byliśmy zgodni.
نه این فقط نبود که ما سازگار نبودیم
-
جور
adjectiveW mieście krąży zgodna opinia o tym, jaką dziewczyną jestem.
توي شهرستانمون يه اتفاق نظر هست که من چه جور دختري ام.
-
متفق
Kierownictwo powinno być zgodne.
رهبری حزب باید متفق القول باشه.
-
مطابقت كردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zgodny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zgodny" با ترجمه به فارسی
-
رژیم گروه خونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن