ترجمه "ziarno" به فارسی

خرمن, دانه, غله بهترین ترجمه های "ziarno" به فارسی هستند.

ziarno noun neuter دستور زبان

bot. nasiono zbóż, trawy, itp.; również porcja tych nasion; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرمن

    noun

    I zapełnią się klepiska oczyszczonym ziarnem, a kadzie tłoczni przepełnione będą młodym winem i oliwą” (Joela 2:21-24).

    پس خرمن از گندم پُر خواهد شد و معصرهها از شیره و روغن لبریز خواهد گردید.»—یوئیل ۲:۲۱-۲۴.

  • دانه

    noun

    Rolnik posługuje się różnymi narzędziami, zależnie od twardości plew oddzielanych od ziarna.

    کشاورز بنا به میزان سختی سبوس دانه، وسیلهٔ خرمنکوبی خود را انتخاب میکند.

  • غله

    noun

    Nawet rola pogrążyła się w żałości, gdyż szarańcze pozbawiły ją ziarna, a drzewa owocowe zostały bez owoców.

    حتی زمین نیز از ملخهایی که غله و میوهٔ درختانش را نابود کردهاند ماتم گرفته است.

  • غله (دانه)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ziarno " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ziarno"

عباراتی شبیه به "ziarno" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ziarno" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه