ترجمه "zielony" به فارسی
سبز, سَبز, sabz بهترین ترجمه های "zielony" به فارسی هستند.
zielony
adjective
noun
masculine
دستور زبان
mający kolor czwartego pasma tęczy, taki jak kolor świeżej trawy, szmaragdu, malachitu itp.; mający kolor pochodny, powstały ze zmieszania kolorów podstawowych: żółtego i niebieskiego; [..]
-
سبز
nounAlice wygląda dobrze w zielonym.
رنگ سبز به آلیس می آید.
-
سَبز
-
sabz
-
ترجمه های کمتر
- دلار آمريكا
- متمایل به سبز
- نباتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zielony " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zielony
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Zielony" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Zielony در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "zielony"
عباراتی شبیه به "zielony" با ترجمه به فارسی
-
شهدخورچه راهراه
-
جلبكهاي سبز · سبزجلبکیان · سبزرستيان · علفهاي هرز دريايي سبز · کلروفیسه
-
قرمز-سبز-آبی
-
ضايعات آلي · پسماندههاي زيستي · پسماندههای آلی
-
جمهوري كيپورد · کیپ ورد
-
كمربندهاي سبز · نهالکاری زینتی · کاشت زینتی
-
نراد دوگلاس · پسودوتسوگا تاكسيفوليا · پسودوتسوگا دوگلاسياي · پسودوتسوگا منزیازیای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن