ترجمه "ziewanie" به فارسی

خمیازه, خميازه, دهن دره بهترین ترجمه های "ziewanie" به فارسی هستند.

ziewanie noun neuter دستور زبان

rzecz. odczas. rzeczownik odczasownikowy od: ziewać (nazwa czynności) [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیازه

    Następnym razem gdy poczujesz chęć ziewania, zastanów się, co cię do tego skłoniło.

    دفعه بعد که دچار خمیازه شدی، یک لحظه درباره اینکه چه اتفاقی افتاد فکر کن.

  • خميازه

    A nie jest tak, że całymi dniami leżą na krach i ziewają?

    مگه اونها فقط روي کوه يخ نمي خوابند و خميازه نمي کشند ؟

  • دهن دره

    noun
  • فاژه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ziewanie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ziewanie
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیازه

    Ziewałeś kiedyś na widok ziewającej osoby?

    ایا تاکنون هرگز خمیازه کشیدی چونکه یک نفر دیگه خمیازه کشیده؟

تصاویر با "ziewanie"

عباراتی شبیه به "ziewanie" با ترجمه به فارسی

  • خمیازه کشیدن · دهان دره
اضافه کردن

ترجمه های "ziewanie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه