ترجمه "zima" به فارسی
زمستان, زِمِستان, zemestān بهترین ترجمه های "zima" به فارسی هستند.
zima
noun
feminine
دستور زبان
najchłodniejsza z 4 astronomicznych (lub 6 klimatycznych) pór roku; [..]
-
زمستان
nounjedna z czterech podstawowych pór roku [..]
Kiedyś zajmowaliśmy pokój na piętrze, który zimą nie był ogrzewany.
در زمستان، روزی در بالاخانهٔ اتاقی اقامت داشتیم که بخاری نداشت.
-
زِمِستان
najchłodniejsza z 4 astronomicznych (lub 6 klimatycznych) pór roku;
-
zemestān
-
زمستانی
nounW zimie hodowca obcina sporo gałęzi — usuwa większość rocznych pędów.
طی ماههای زمستانی اکثر شاخههای آن را میبرند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zima
Proper noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Zima" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Zima در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "zima"
عباراتی شبیه به "zima" با ترجمه به فارسی
-
جنگلهاي خندانشونده تابستاني · جنگلهای تابستانی برگریز
-
زمستان آتشفشانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن