ترجمه "zjadanie" به فارسی

تغذیه, خورش بهترین ترجمه های "zjadanie" به فارسی هستند.

zjadanie Noun noun دستور زبان

rzecz. odczas. od: zjadaćKategoria:Zerwane miękkie przekierowaniaKategoria:Język polski - rzeczowniki odczasownikowe

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تغذیه

    noun

    Podarunek ten jest bardzo odżywczy i samica zjada go w trakcie i po stosunku.

    و حال اینکه، این هدیه بسیار مغذی است. و ماده از آن در طول جفت گیری و پس از آن تغذیه می کند.

  • خورش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zjadanie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "zjadanie"

عباراتی شبیه به "zjadanie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "zjadanie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه