ترجمه "zjawisko" به فارسی

پدیده, فنومن بهترین ترجمه های "zjawisko" به فارسی هستند.

zjawisko noun neuter دستور زبان

naturalny proces pozostający w zasięgu percepcji człowieka; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پدیده

    noun

    obserwowalne zdarzenie

    Maddie za pomocą temperatury eksperymentuje z tym zjawiskiem, idzie krok dalej.

    مَدی از دما برای گسترش این پدیده به یک سناریوی جدید استفاده میکند.

  • فنومن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zjawisko " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "zjawisko" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "zjawisko" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه