ترجمه "íris" به فارسی

عنبیه, ایریس, ایریس بهترین ترجمه های "íris" به فارسی هستند.

íris noun masculine feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • عنبیه

    noun

    De 4 (anatomia do olho)

    Os seres humanos têm a parte branca do olho, a íris colorida e a pupila preta.

    ما بعنوان انسان سفیدی چشم، عنبیه رنگی و مردمک سیاه را داریم.

  • ایریس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " íris " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Íris proper feminine دستور زبان

Íris (mitologia)

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایریس

    Íris (mitologia)

  • عنبیه

    noun

    Os seres humanos têm a parte branca do olho, a íris colorida e a pupila preta.

    ما بعنوان انسان سفیدی چشم، عنبیه رنگی و مردمک سیاه را داریم.

عباراتی شبیه به "íris" با ترجمه به فارسی

  • رنگین کمان · قوس و قزح
  • پرچم رنگینکمان
  • رنگینکمان
  • ghous-e ghozah · rang-kamān · rangīn-kamān · درونه · رنگ کمان · رنگین کمان · رنگینکمان · قوس قزح · قوس و قزح
  • پرچم رنگینکمان
  • اونکورنکوس میکیس · سالمو كايردنري · قزلآلاي رنگينكمان · قزلآلای رنگینکمان
اضافه کردن

ترجمه های "íris" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه