ترجمه "Chave" به فارسی

سنگ قبر, سنگ پی, کلید رمز بهترین ترجمه های "Chave" به فارسی هستند.

Chave
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگ قبر

    noun
  • سنگ پی

    noun
  • کلید رمز

    O código, que chamamos de chave de criptografia.

    کد -- که نامش را کلید رمز میگذاریم.

  • کلید شناسایی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Chave " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

chave noun feminine دستور زبان

Um objecto desenhado para abrir (e normalmente fechar) uma fechadura.

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلید

    noun feminine

    De 1 (objeto usado para abrir e fechar uma fechadura, etc) [..]

    Ela colocou a chave no bolso.

    آن کلید را در جیباش گذاشت.

  • آچار

    noun

    De 2 (ferramenta)

    Você não distingue chave de boca de chave de soquete.

    تو فرقه بين آچار آلن با پريز برق رو نمي دوني.

  • کلیدی

    adjective

    Nós demonstramos os princípios chave que nos possibilitarão a fazer tudo isto.

    ما نشان داده ایم اصول کلیدی که شما قادر به انجام این کار خواهید بود.

  • ترجمه های کمتر

    • kelid
    • سنگ تاج
    • سنگ قبر
    • سنگ پی
    • سویچ

تصاویر با "Chave"

عباراتی شبیه به "Chave" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Chave" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه