ترجمه "Copo" به فارسی

فنجان, جام, لیوان بهترین ترجمه های "Copo" به فارسی هستند.

Copo
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • فنجان

    noun

    Tudo bem, sr. Cohen, não preciso de copo.

    اوه ، عيبي نداره ، آقاي کوهن ، من فنجان نياز ندارم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Copo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

copo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جام

    noun

    [[لیوان]]

    As uvas amadureceram, e ele as espremeu no copo de Faraó.

    ساقی دید که انگورها رسیده میشود و آب انگورها را در جام فرعون میفشرَد.

  • لیوان

    noun

    Por favor, você poderia me dar um copo d'água?

    لطفاً یک لیوان آب به من بدهید.

  • استکان

    noun

    Eu acho que um copo de vinho iria bem.

    چرا ، معتقدم یه استکان مشروب با این غذا خوب میشه

  • ترجمه های کمتر

    • جام باده
    • ساغر
    • قطعه
    • پیاله

تصاویر با "Copo"

عباراتی شبیه به "Copo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Copo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه