ترجمه "Grito" به فارسی

جیغزدن, جیغ, فریاد بهترین ترجمه های "Grito" به فارسی هستند.

Grito
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیغزدن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Grito " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

grito noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیغ

    noun

    Mas Bruno ficava fora de si, gritando e fazendo birra.

    اما شهاب جیغ و داد میکرد و خودش را به زمین میکوبید.

  • فریاد

    noun

    Ele começou a gritar.

    او شروع به فریاد کشیدن کرد.

  • حراج

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خروش
    • دادو بیداد
    • صدای بلند
    • فغان
    • نعره كشيدن

عباراتی شبیه به "Grito" با ترجمه به فارسی

  • شهوتی
  • بانگ زدن · به سخن پرداختن · جیغ · صدای بلند · فریاد زدن · فریاد کردن · فواره زدن · ناگهانی گفتن · نعره کشیدن · هوار کشیدن
  • جیغ
  • اسم شب · خروش · رجز · شعار حزب · فریاد جنگ
  • جیغ
  • بانگ زدن · به سخن پرداختن · جیغ · صدای بلند · فریاد زدن · فریاد کردن · فواره زدن · ناگهانی گفتن · نعره کشیدن · هوار کشیدن
  • بانگ زدن · به سخن پرداختن · جیغ · صدای بلند · فریاد زدن · فریاد کردن · فواره زدن · ناگهانی گفتن · نعره کشیدن · هوار کشیدن
  • بانگ زدن · به سخن پرداختن · جیغ · صدای بلند · فریاد زدن · فریاد کردن · فواره زدن · ناگهانی گفتن · نعره کشیدن · هوار کشیدن
اضافه کردن

ترجمه های "Grito" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه