ترجمه "Marido" به فارسی

شوهر, شوهر, خانم بهترین ترجمه های "Marido" به فارسی هستند.

Marido
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوهر

    noun

    همسر زن

    Maridos e esposas usam corretamente seu poder tratando um ao outro com amor e respeito

    زن و شوهر هنگامی از اختیارات خود بدرستی استفاده میکنند که به یکدیگر محبت نمایند و احترام بگذارند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Marido " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

marido noun verb masculine دستور زبان

Parceiro masculino num matrimónio.

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوهر

    noun

    Parceiro masculino num matrimónio.

    Pense em Noemi, que perdeu o marido e os dois filhos.

    برای مثال به نَعُومی که شوهر و دو پسرش را از دست داد توجه کنید.

  • خانم

    noun

    Ela e o marido concordaram em preparar um quarto no terraço da casa para hospedar Eliseu.

    خانم خانه زنی سرشناس از اهالی شونم بود.

  • زوج

    noun

    A patroa e o marido dela leram ambos o livro e procuraram sinceramente aplicar o conselho bíblico que apresentava.

    این زوج کتاب را خوانده، با جدیت تمام سعی کردند پندها و اندرزهای آن را که بر پایهٔ کتاب مقدس بود به اجرا بگذارند.

  • ترجمه های کمتر

    • زوجه
    • شو
    • شوی
    • شی
    • عیال
    • نر
    • همدست
    • یار
اضافه کردن

ترجمه های "Marido" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه