ترجمه "Massa" به فارسی
خمیر, خمیر, جرم بهترین ترجمه های "Massa" به فارسی هستند.
Massa
-
خمیر
nounA dona de casa misturava a farinha com água, sovava a massa e então assava o pão.
خانم خانه آرد را با آب مخلوط میکرد، خمیر را ورز میداد و نان را میپخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Massa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
massa
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
خمیر
nounDe 2 (termo de Culinária)
A massa cresce proporcionalmente entre cada uma das passas.
خمیر بین تمام کشمشها به یک اندازه پف میکند.
-
جرم
nounDe 5 (termo de Física)
E não há como existir neste universo sem massa.
و هیچ راهی وجود نداره که بدون جرم در این جهان باشیم.
-
پاستا
nounDez tigelas com massa, com um molho de esparguete diferente em cada.
ده کاسه کوچک پاستا، با سس های اسپاگتی متفاوت در هر کدام.
-
ترجمه های کمتر
- ازدحام
- استفاده نامشروع
- جمعیت
- جیفه دنیا
- خمپاره
- دسته
- زاماسکه
- ساروج
- سرنج
- سود
- شفته
- شیرینی
- غارت
- مال
- مال حرام
- مال دنیا
- ملات
- نان
- هاون
- وزن
- پول
- چپاول
- کاهو
- گروه
عباراتی شبیه به "Massa" با ترجمه به فارسی
-
سیاهچاله با جرم متوسط
-
قصابی · کشتار · کشتار فجیع
-
سلاح کشتارجمعی
-
قصابی · کشتار · کشتار فجیع
-
مرکز جرم
-
زاماسکه · سرنج
-
عدد جرمی
-
طیفسنجی جرمی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن