ترجمه "Meio-dia" به فارسی

بالاترین نقطه, ظهر, نیمروز بهترین ترجمه های "Meio-dia" به فارسی هستند.

Meio-dia
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • بالاترین نقطه

    noun
  • ظهر

    noun

    Quando acordei, era quase meio-dia.

    هنگامی که بیدار شدم تقریباً ظهر بود.

  • نیمروز

    noun

    Espero achar uma vela que queime do meio-dia ao meio-dia.

    امیدوارم شمعی پیدا کنم که از یک نمیروز تا نیمروز بعد دوام بیاره

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Meio-dia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

meio-dia noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ظهر

    noun

    Quando acordei, era quase meio-dia.

    هنگامی که بیدار شدم تقریباً ظهر بود.

  • بالاترین نقطه

    noun
  • جنوب

    noun

    Que tal na esquina sudoeste da 5a avenida com a 42a amanhã ao meio-dia,

    به نظرم ضلع جنوب غربی پنجم، ساعت 5 و 42 امروز ظهر خوب باشد.

  • نیمروز

    noun

    Espero achar uma vela que queime do meio-dia ao meio-dia.

    امیدوارم شمعی پیدا کنم که از یک نمیروز تا نیمروز بعد دوام بیاره

تصاویر با "Meio-dia"

عباراتی شبیه به "Meio-dia" با ترجمه به فارسی

  • بالاترین نقطه · ظهر · نیمروز
  • zohr · بالاترین نقطه · ظهر · نیمروز
اضافه کردن

ترجمه های "Meio-dia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه