ترجمه "Mercado" به فارسی
بازار, بازار (اقتصاد), بازار بهترین ترجمه های "Mercado" به فارسی هستند.
-
بازار
nounE o que talvez seja mais importante, com mais possibilidades no mercado de trabalho do que tinham antes.
و شاید مهمتر از همه، شانس بهتری در بازار کار از سایرین دارند.
-
بازار (اقتصاد)
بازار (اقتصاد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Mercado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
بازار
nounDe 1 (local onde mercadorias são negociadas)
E o que talvez seja mais importante, com mais possibilidades no mercado de trabalho do que tinham antes.
و شاید مهمتر از همه، شانس بهتری در بازار کار از سایرین دارند.
-
بازارها
nounFalou com as pessoas em suas casas, nas praças, nos mercados e ao ar livre.
برای بشارت به خانههای مردم میرفت، در خیابانها و جادهها در میدانها و بازارها موعظه میکرد.
-
بازارگاه
مکانی فیزیکی یا مجازی که در آن خریدار و فروشنده ی یک محصول/سرویس به دادو ستد می پردازند.
Isto é a Nike a construir o mercado para os "malucos por ténis", as pessoas que colecionam ténis — e para a minha filha.
این ساختمان نایک بازارگاه معتادان کتانی است-- کسانی که کلکسیون کتانی دارند-- و دخترم.
-
ترجمه های کمتر
- بقالی
- خواربار
- خواربارفروشی
- مارکت
- مرکز بازرگانی
- مرکز حراج
- چارسوق
عباراتی شبیه به "Mercado" با ترجمه به فارسی
-
بررسیهای بازار · تحليل بازار · مطالعات بازار · پژوهش بازار
-
بررسیهای بازار · تحليل بازار · مطالعات بازار · پژوهش بازار
-
ارزش بازار
-
اقتصاد بازار · اقتصادهای بازار
-
ریسک بازار
-
تثبیت بازار