ترجمه "Orfanato" به فارسی

پرورشگاه یتیمان, یتیم خانه, یتیمخانه بهترین ترجمه های "Orfanato" به فارسی هستند.

Orfanato
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرورشگاه یتیمان

    noun
  • یتیم خانه

    noun

    Foi no orfanato que soube no que trabalharia.

    در واقع تو یتیم خونه بود که من متوجه شدم زندگیم باید چجوری باشه

  • یتیمخانه

    noun

    Sem condições, minha mãe biológica me deixou em um orfanato.

    مادرم قادر به مراقبت از من نبود و مرا در یتیمخانه رها کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Orfanato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

orfanato noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • یتیم خانه

    noun

    Foi no orfanato que soube no que trabalharia.

    در واقع تو یتیم خونه بود که من متوجه شدم زندگیم باید چجوری باشه

  • یتیمخانه

    noun

    Sem condições, minha mãe biológica me deixou em um orfanato.

    مادرم قادر به مراقبت از من نبود و مرا در یتیمخانه رها کرد.

  • پرورشگاه یتیمان

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "Orfanato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه