ترجمه "Raposa" به فارسی

روباه, روباه, روباهها بهترین ترجمه های "Raposa" به فارسی هستند.

Raposa
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • روباه

    noun

    پستاندار همهچیز خوار

    Há muito, muito tempo, na Índia, um macaco, uma raposa e um coelho conviveram felizes.

    در زمان های بسیار دور در هندوستان، یک میمون، یک روباه و یک خرگوش با خوشی کنار هم زندگی می کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Raposa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

raposa noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • روباه

    noun

    De 1 (animal canídeo)

    Há muito, muito tempo, na Índia, um macaco, uma raposa e um coelho conviveram felizes.

    در زمان های بسیار دور در هندوستان، یک میمون، یک روباه و یک خرگوش با خوشی کنار هم زندگی می کردند.

  • روباهها

    Em cima, na árvore, não no chão, onde raposas ou lobos podem roubar primeiro.

    بالای درخت ، جایی که دست گرگها و روباهها بهش نرسه

  • آلوپكس

  • ترجمه های کمتر

    • روباه شمالگان
    • وولپس

تصاویر با "Raposa"

عباراتی شبیه به "Raposa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Raposa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه