ترجمه "Sol" به فارسی

خورشید, خورشيد, آفتاب بهترین ترجمه های "Sol" به فارسی هستند.

Sol proper masculine دستور زبان

Sol (cerveja)

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورشید

    proper

    Aprendemos que a Terra gira ao redor do Sol.

    ما یاد گرفته ایم که زمین به دور خورشید می گردد.

  • خورشيد

    Sol e montanhas gravados na ânfora. É autêntico.

    علامت خورشيد و کوههايي که روي کوزه هک شده اصل بودنش رو صابت ميکنه.

  • آفتاب

    noun

    Se você não quer colocar protetor solar, isso é problema seu. Só não me venha reclamar quando você ficar queimado do sol.

    اگر تو نمی خواهی ضد آفتاب بزنی مشکل خودت است. پس دیگر از آفتاب سوختگی پیش من شکایت نکن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Sol " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

sol noun masculine دستور زبان

De 9 (sistema coloidal) [..]

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • خورشید

    noun proper

    De 1 (centro do Sistema Solar) [..]

    O orvalho se evaporou quando o sol nasceu.

    شبتم تبخیر شد وقتی خورشید بالا آمد.

  • آفتاب

    proper

    De 1 (centro do Sistema Solar)

    Se você não quer colocar protetor solar, isso é problema seu. Só não me venha reclamar quando você ficar queimado do sol.

    اگر تو نمی خواهی ضد آفتاب بزنی مشکل خودت است. پس دیگر از آفتاب سوختگی پیش من شکایت نکن.

  • شمس

    noun

    Qualquer estrela, em particular, quando é o centro de um sistema solar.

  • ترجمه های کمتر

    • خور
    • خورشيد
    • khorshid
    • خورشیدفش
    • درخشان
    • انعکاس نور خورشید
    • ستاره ثابت
    • نور خورشید
    • هور

تصاویر با "Sol"

عباراتی شبیه به "Sol" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Sol" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه