ترجمه "Sono" به فارسی
خواب, خواب, بيداري بهترین ترجمه های "Sono" به فارسی هستند.
Sono
-
خواب
noun adjectiveSono tão leve que o som de um pássaro acorda a pessoa.
خواب چنان سبک میشود که شخص با نغمهٔ پرندهای از خواب میپرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Sono " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
sono
noun
masculine
دستور زبان
-
خواب
nounUma boa noite de sono não seria nada mau.
ميدوني ، يه خواب خوب بدترين چيز دنيا نيست.
-
بيداري
-
خواب سبک
nounNo sono leve e no MRO, as nossas ondas cerebrais são muito semelhantes às nossas, quando acordados.
در خواب سبک و REM، امواج مغز ما خیلی شبیه به امواج مغز بیداری ما هستد.
-
ترجمه های کمتر
- خواب عمیق
- خوابیدن
- نوم
- چرت
- چرتی
تصاویر با "Sono"
عباراتی شبیه به "Sono" با ترجمه به فارسی
-
وقفه تنفسی هنگام خواب
-
فلج خواب
-
بيماري خواب · بیماری خواب · تريپانوزومياز آفريقايي · تريپانوزومياز آمريكايي · تریپانوزومیاز
-
محرومیت از خواب
-
بیخوابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن