ترجمه "Vagina" به فارسی

مهبل, مهبل, نیام بهترین ترجمه های "Vagina" به فارسی هستند.

Vagina
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهبل

    noun

    Ou, a pensar de um modo mais despreocupado, ela tem uma vagina com um problema de leitura.

    يا خارج از اين محوطه بهش فکر کن ، اون يه مهبل داره و مشکل خوندن ،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Vagina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

vagina noun feminine دستور زبان

De 1 (órgão do sistema reprodutor feminino)

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهبل

    noun

    Ou, a pensar de um modo mais despreocupado, ela tem uma vagina com um problema de leitura.

    يا خارج از اين محوطه بهش فکر کن ، اون يه مهبل داره و مشکل خوندن ،

  • نیام

    noun

    De 1 (órgão do sistema reprodutor feminino)

  • واژن

    noun

    Em primeiro lugar, não é fácil achar sua própria vagina.

    در وهلهی اول، حتی پیدا کردن واژن خودتان هم خیلی آسان نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • دخترک
    • غلاف
    • چاک
    • چرک
    • کس

عباراتی شبیه به "Vagina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Vagina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه