ترجمه "Wi-Fi" به فارسی
وای-فای, وای-فای بهترین ترجمه های "Wi-Fi" به فارسی هستند.
Wi-Fi
noun
masculine
دستور زبان
-
وای-فای
Estou conectado ao Wi-Fi do CAN e estou escaneando cada centímetro.
من به وای فای ای ان سی وصل شدم دارم سانت به سانت محل رو می گردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Wi-Fi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
wi-fi
noun
masculine
دستور زبان
-
وای-فای
Desculpa, mas o wi-fi aqui é lento.
ببخشید ولی وای-فای اینجا ناجور کم سرعته
عباراتی شبیه به "Wi-Fi" با ترجمه به فارسی
-
دستیابی محافظت شده 2 Wi-Fi
-
دسترسی محافظت شده Wi-Fi
-
دستیابی محافظت شده 2 Wi-Fi
-
دسترسی محافظت شده Wi-Fi
اضافه کردن مثال
اضافه کردن