ترجمه "alfa" به فارسی
آلفا, اغاز بهترین ترجمه های "alfa" به فارسی هستند.
alfa
noun
feminine
دستور زبان
-
آلفا
Estás disposto a ser o meu líder de equipa alfa?
پس توي سمت پايين تر رهبر تيم آلفا من ميشي.
-
اغاز
nounEu sou o alfa e o ómega.
من اغاز و پایان هستم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alfa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alfa" با ترجمه به فارسی
-
آلفا گلوکوزیداز · مالتاز
-
آلفا گالاکتوزیداز · مليبياز
-
گلوكان-1و4-آلفا گلوكوزيداز · گلوکوآمیلاز
-
آلفا و امگا
-
آلفا آمیلاز
-
پي.جي.اف 2 آلفا
-
آلفا قنطورس · رجل قنطورس · ظلمان
-
گیرنده آدرنرژیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن