ترجمه "altar" به فارسی
محراب, مذبح, قربانگاه بهترین ترجمه های "altar" به فارسی هستند.
altar
noun
masculine
دستور زبان
-
محراب
nounInstalei isso, porque muitos saiam do altar com a coleta.
از وقتي که از محراب زياد دزدي ميشد اين سيستم مداربسته رو نصب کردم.
-
مذبح
nounEles prepararam o novilho para o sacrifício e o puseram sobre o altar.
آنان گاو نری را برای قربانی کردن آماده میکنند و بر روی مذبح قرار میدهند.
-
قربانگاه
nounDez dias mais tarde, ofereceu-se no altar pagão um sacrifício a Zeus.
ده روز بعد، بر روی قربانگاه مشرکان قربانی به زئوس تقدیم شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " altar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Altar
proper
masculine
دستور زبان
-
آتشدان
De que maneira Jerusalém se tornaria uma “lareira do altar”, e quando e como isso aconteceu?
اورشلیم از چه جهت همچون «آتشدان مذبح» میشود و این واقعه چه وقت و چگونه روی میدهد؟
تصاویر با "altar"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن