ترجمه "altura" به فارسی
ارتفاع, بلندی, قد بهترین ترجمه های "altura" به فارسی هستند.
altura
noun
feminine
دستور زبان
-
ارتفاع
nounSonhei com um cavalo a ser içado por cabos a uma altura considerável.
در مورد يه اسب خواب ديدم که با سيم توي ارتفاع زياد آويزون بود.
-
بلندی
nounتوضیحاتی درباره بلندی اجسام
Necessitamos de seis a oito plantas por pessoa, que cheguem à altura da cintura.
و ما ۶ تا ۸ گياه تا بلندی کمر به ازای هر فرد احتياج داريم.
-
قد
nounEle tem cinco pés de altura.
قد او پنج فوت است.
-
ترجمه های کمتر
- قامت
- قدر وقیمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " altura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Altura
-
نواک
عباراتی شبیه به "altura" با ترجمه به فارسی
-
پرش ارتفاع
-
پرش ارتفاع
-
قطر ارتفاع برابر سينه · قطر برابر سینه
-
آسمان · اسمان · بهشت · بهشت برین · خدا · سپهر · فردوس · قدرت پروردگار · گردون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن