ترجمه "alvo" به فارسی

سفید, سپید, سیبل بهترین ترجمه های "alvo" به فارسی هستند.

alvo adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • سفید

    adjective noun

    Essa braçadeira é um alvo!

    این پارچه ی سفید براشون یه هدفه

  • سپید

    adjective noun
  • سیبل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آماج
    • هدف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alvo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "alvo"

عباراتی شبیه به "alvo" با ترجمه به فارسی

  • بلندقبا
  • آلوا مارينا · زوسترا مارینا
  • نمودارمقصود
  • بلندقبا · سفید · سپید
  • ارزن خوكي · ارزن روسي · ارزن معمولي · ارزن هندي · ارزن پروسو · ذرت جارويي · پانیکوم میلیاسئوم
اضافه کردن

ترجمه های "alvo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه