ترجمه "amador" به فارسی
آماتور, مشتاق بهترین ترجمه های "amador" به فارسی هستند.
amador
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
آماتور
Os vencedores foram uma dupla amadora de jogadores americanos de xadrez operando três computadores comuns ao mesmo tempo.
برندگان یک جفت شطرنج باز آماتور آمریکایی بودند که سه کامپیوتر عادی را توأمان اداره می کردند.
-
مشتاق
nounA Frau Kelmot é apaixonada, mas uma amadora.
خانم " کلموت " يه هنرجوي مشتاق اما تازه کاره.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amador " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amador" با ترجمه به فارسی
-
آمادورا
-
کشتیگیر
-
اخترشناس آماتور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن