ترجمه "amargo" به فارسی
تلخ, تند, بداخلاق بهترین ترجمه های "amargo" به فارسی هستند.
amargo
adjective
masculine
دستور زبان
-
تلخ
adjectiveEle ficaria dilacerado pela amarga divisão do sectarismo.
او از تفرقه تلخ فرقه گرایی خرد میشد.
-
تند
adjective -
بداخلاق
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تیز
- سخن تند
- طعنه آميز
- کینه جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " amargo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "amargo" با ترجمه به فارسی
-
بادامها · بادامهاي تلخ · بادامهاي شيرين
-
درخت نارنج · نارنج
-
گردوي آمريكايي (درخت)
-
نارنج · نارنجها · نارنگ
-
تلخک سیب · لکه تلخ
-
آلبالو · گيلاس شيرين · گیلاسها
-
ترکیبات تلخمزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن