ترجمه "anomalia" به فارسی
بیهنجاری, ناهنجاری بهترین ترجمه های "anomalia" به فارسی هستند.
anomalia
noun
feminine
دستور زبان
-
بیهنجاری
-
ناهنجاری
Portanto, ela quis saber o que é que podia explicar essa anomalia.
بنابراین او می خواست دلیل این ناهنجاری را بداند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " anomalia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "anomalia" با ترجمه به فارسی
-
معوج شدن · ناهنجاريهاي چوب · نقایص چوب
-
آنومالی متوسط
-
اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
-
اختلالات ژنتیکی · بيماريهاي وراثتي · بیماریهای ژنتیکی · ناهنجارهای ژنتیکی · ناهنجاريهاي مادرزادي · نقایص ژنتیکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن