ترجمه "apontar" به فارسی
نقطه, هدف, جهت بهترین ترجمه های "apontar" به فارسی هستند.
apontar
verb
دستور زبان
-
نقطه
nounSe acredita na lenda, ela aponta o caminho para a fonte da vida eterna.
اگر به افسانه اعتقاد دارين اين نقاط راهي براي رسيدن به زندگي ابديست
-
هدف
nounTêm um satélite apontado para a vagina da Cuddy.
اينجا يه ماهواره دارن مستقيم اونجاي " کادي " رو هدف گرفته.
-
جهت
nounSão câmaras apontadas para baixo, a fazer a digitalização da Terra enquanto ela gira por baixo.
همه دوربین ها به جهت پائین هستند، و به آهستگی چرخش زمین که در مدار زیرین است را اسکن می کند.
-
ترجمه های کمتر
- نشان دادن
- هدف گیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " apontar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "apontar" با ترجمه به فارسی
-
بجای خود،آماده، حرکت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن