ترجمه "assimetria" به فارسی
بیتقارنی, عدم تعادل, عدم تقارن بهترین ترجمه های "assimetria" به فارسی هستند.
assimetria
noun
feminine
دستور زبان
-
بیتقارنی
-
عدم تعادل
nounAcho que é porque há um desequilíbrio, uma assimetria,
به نظر من این به خاطر این است که نوعی عدم تعادل، و نوعی عدم وجود تقارن،
-
عدم تقارن
nounAs anormalidades do desenvolvimento estão muitas vezes associadas a assimetrias.
ناهنجاریهای گسترده در صورت معمولاً با عدم تقارن در چهره همراه است.
-
عدم توازن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assimetria " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "assimetria" با ترجمه به فارسی
-
عدم تقارن باریون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن