ترجمه "assinatura" به فارسی
امضا, امضاء, امضا بهترین ترجمه های "assinatura" به فارسی هستند.
assinatura
noun
feminine
دستور زبان
-
امضا
nounSó preciso de uma assinatura para completar a entrega.
قربان ، من فقط يه امضا ميخوام که سفارش رو کامل کنم.
-
امضاء
nounEm três semanas, talvez três e meia, tinha 46 mil assinaturas na petição.
طى سه هفته، شايد سه هفته و نيم، ٤٦٫٠٠٠ هزار امضاء در اين درخواست جمع كرده بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " assinatura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Assinatura
-
امضا
nounSó preciso de uma assinatura para completar a entrega.
قربان ، من فقط يه امضا ميخوام که سفارش رو کامل کنم.
عباراتی شبیه به "assinatura" با ترجمه به فارسی
-
مدل کسبوکار حق اشتراکی
-
امضای الکترونیک
-
اختیار تام · اختیار نامحدود · کارت سفید · کاغذ سفید
-
امضا ویروس
-
امضای دیجیتال
-
تنظیم امضا
-
تلویزیون پولی
-
خط امضا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن