ترجمه "atormentar" به فارسی

آزردن, زجر دادن, شکنجه کردن بهترین ترجمه های "atormentar" به فارسی هستند.

atormentar verb دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • آزردن

    verb
  • زجر دادن

    verb
  • شکنجه کردن

    verb

    A Rayna gosta de... Atormentar as suas vítimas.

    رایانا توی شکنجه کردن قربانی هاش استاده

  • عذاب دادن

    verb

    Eu nunca percebi o quanto Eu perdi atormentar o avatar.

    من تازه فهمیدم چقدر دلم برای عذاب دادن آواتار. تنگ شده بود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " atormentar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "atormentar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه