ترجمه "auto" به فارسی
خودرو, اتوموبیل, ماشین بهترین ترجمه های "auto" به فارسی هستند.
auto
noun
masculine
دستور زبان
-
خودرو
nounخودرو (khodro)
Então, nestes dados, essas diferenças são estatisticamente insignificantes entre cadeiras auto e cintos de segurança de três pontos.
در این دادهها، تفاوتهای آماری ناچیزی در صدمه بین صندلیهای خودرو و کمربندهای روی پا و شانههاست.
-
اتوموبیل
-
ماشین
nounVejam como a cadeira auto salta, devido ao ressalto.
صندلی ماشین در حال حرکت در همه جای.
-
ترجمه های کمتر
- اتومبیل
- خودرو سواری
- دانشنامه
- دیپلم
- ماشین خودرو
- ماشین سواری
- پوست گوسفند
- گواهینامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " auto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "auto" با ترجمه به فارسی
-
دکل جک آپ
-
خود رايي
-
اتوبوس · توده مردم · عامه
-
خودبسندگي · خودکفایی
-
اتو · خود
-
وسائل نقلیه هدایت اتوماتیک
-
خود زندگی نامه
-
رتبه · شان · مقام · وقار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن