ترجمه "bicho" به فارسی
جانور, حیوان, ǧānvar بهترین ترجمه های "bicho" به فارسی هستند.
bicho
noun
masculine
دستور زبان
-
جانور
noun -
حیوان
nounUma mulher disse que comprou um bicho de pelúcia para a sobrinha.
یه خانوم گفت که او برای خواهرزادش یه حیوان عروسکی خرید.
-
ǧānvar
-
ترجمه های کمتر
- جانداران
- جانوری
- حس و حرکت
- حیوانی
- ḥayvān
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bicho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bicho" با ترجمه به فارسی
-
تنبل
-
لولوخورخوره
-
تنبل
-
الاتریده · كرمهاي سيمي · ورجکان
-
غول · لولو
-
بوگیمن · غول · لولو
-
کرم ابریشم · کرم پیله
-
تنبل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن