ترجمه "bilhete" به فارسی
بلیت, بلیط, سند بهترین ترجمه های "bilhete" به فارسی هستند.
bilhete
noun
masculine
دستور زبان
-
بلیت
nounAs pessoas dormiam na rua duas noites para arranjar um bilhete.
مردم دو شب زودتر در خیابان میخوابیدند تا بلیت تهیه کنند.
-
بلیط
nounPor vezes compramos um bilhete de segunda classe para viajar pelo nosso universo social.
بعضی وقتها برای خودمان بلیط درجه دوم تهیه کنیم تا به دنیای اجتماعی خودمان سفر کنیم.
-
سند
noun -
هزینه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bilhete " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bilhete" با ترجمه به فارسی
-
اسکناس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن