ترجمه "biografia" به فارسی
زندگینامه, زندگینامهها, بیوگرافی بهترین ترجمه های "biografia" به فارسی هستند.
biografia
noun
feminine
دستور زبان
-
زندگینامه
nounAssim, publicamos biografias de políticos muito famosos depois de eles terem ganho eleições importantes.
ما زندگینامه سیاستمداران خیلی معروف را پس از برنده شدن در یک انتخابات بزرگ چاپ میکردیم.
-
زندگینامهها
Muitos irmãos acham especialmente proveitosas as biografias publicadas nas nossas revistas.
بسیاری از برادران با خواندن زندگینامهها تشویق و تقویت شدهاند.
-
بیوگرافی
nounHavia uma biografia polêmica que alguém escreveu sobre você.
یک بیوگرافی ناخوشایند هست که شخصی درباره تو نوشته.
-
ترجمه های کمتر
- تاریخچه زندگی
- تذکره
- زندگینامههای خودنوشت
- سرگذشت
- سوگنامهها
- شرح حال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biografia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biografia" با ترجمه به فارسی
-
خود زندگی نامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن