ترجمه "bota" به فارسی
چکمه, بوت, پوتين يا چكمه بهترین ترجمه های "bota" به فارسی هستند.
bota
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
Calçado que cobre parte da perna.
-
چکمه
nounTudo que lembro é que tinha botas pretas em minha direção.
فقط يادمه که داشت با چکمه هاي سياهش به طرفم ميومد.
-
بوت
nounTem usado botas plataforma, Sr. Smith?
تا حالا بوت پوشيدين ، آقاي اسميت ؟
-
پوتين يا چكمه
De 1 (calçado de cano longo)
-
پوتین
nounPensava que ia receber um uniforme e umas botas, mais nada.
فرض کردم که یک یونیفرم و یک جفت پوتین قرار است بگیرم و نه چیز دیگر.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bota " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bota
-
چکمه
nounگونهای پایافزار است که معمولاً هم پا و هم قوزک پا را میپوشاند
Botas novas, um casaco e um chapéu adequado.
اوه ، پس شد چکمه هاي جديد يه کَت و يه کلاه مناسب
تصاویر با "bota"
عباراتی شبیه به "bota" با ترجمه به فارسی
-
قایق بادی · قایق پارویی
-
گذاشتن
-
دینگی بادبانی
-
دینگی · قایق · قایق پارویی · کشتی کوچک
-
خوکوالها · دلفین · ماهی یونس · گرازماهی
-
متملق · نوکر · پادو · چاپلوس · کاسه لیس
-
تلف شدن · مردن · ناگهان ناپدیدشدن · هلاک شدن
-
گرازماهی بیباله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن